زندگی نامه مستربین
پیشدرآمد: چرا مستربین یک پدیده منحصربهفرد است؟

در تاریخ سرگرمیهای جهان، کمتر شخصیتی را میتوان یافت که مانند مستربین (Mr. Bean) توانسته باشد از مرزهای زبانی، فرهنگی و جغرافیایی عبور کند و قلب میلیونها انسان را در سراسر دنیا به تسخیر خود درآورد. مستربین، این موجود عجیب و بامزه با چهرهای لاستیکی و رفتاری کودکانه، برای مردمی در ژاپن، برزیل، ایران و آفریقای جنوبی به همان اندازه آشنا و دوستداشتنی است که برای بینندگان بریتانیایی. اما پشت این شخصیت نمادین، مردی قرار دارد به نام رون سباستین اتکینسون (Rowan Sebastian Atkinson)؛ یک مهندس برق فارغالتحصیل از آکسفورد که به یکی از بزرگترین نوابغ کمدی تمام دوران تبدیل شد .
داستان زندگی رون اتکینسون، روایت تضادهاست؛ مردی که در زندگی واقعی بسیار ساکت، درونگرا و حتی گاهی جدی توصیف میشود، اما در برابر دوربین به موجودی تبدیل میشود که با یک اخم یا حرکت ابرو میتواند تماشاگران را از خنده رودهبر کند . او کسی است که سالها با مشکل لکنت زبان دست و پنجه نرم کرد، اما به استاد مسلم کمدی کلامی در سریال «بلکادر» (Blackadder) بدل شد. او مدرک کارشناسی ارشد مهندسی برق دارد، اما تمام عمر خود را صرف خلق لحظاتی کرد که قوانین فیزیک و منطق را به سخره میگیرند.
در این ویژهنامه جامع از «خانه هنر ایرانیان»، قصد داریم سفری عمیق و مفصل به دنیای این هنرمند بزرگ داشته باشیم. از روزهایی که در مزرعه پدری در شمال انگلستان بزرگ میشد، تا لحظهای که در مراسم افتتاحیه المپیک لندن ۲۰۱۲، تمام جهان را با نواختن یک نت ساده روی سینتیسایزر به وجد آورد . با ما همراه باشید تا زندگینامه مردی را مرور کنیم که ثابت کرد خنده، جهانیترین زبان است.
بخش اول: سالهای شکلگیری – از کودکی تا دانشگاه (۱۹۵۵-۱۹۷۸)
تولد در خانوادهای کشاورز
رون سباستین اتکینسون در ۶ ژانویه سال ۱۹۵۵ در شهر کانست (Consett) در شهرستان دورهام (County Durham) انگلستان به دنیا آمد . او کوچکترین پسر خانوادهای مذهبی و از طبقه متوسط بود. پدرش، اریک اتکینسون، کشاورز و مدیر یک شرکت بود و مادرش الا می (با نام خانوادگی بینبریج) نام داشت. آنها در ۲۹ ژوئن ۱۹۴۵ ازدواج کرده بودند . رون سه برادر بزرگتر داشت: پل که در infancy از دنیا رفت، رادنی که بعدها یک اقتصاددان مشهور و از چهرههای شاخص جبهه استقلال بریتانیا (UKIP) شد، و روپرت . جالب است بدانید که رون و برادرانش در مدرسه شبانهروزی دورهام (Durham Choristers School) با تونی بلر، نخستوزیر آینده بریتانیا، هممدرسه بودند .
مبارزه با لکنت زبان و شکلگیری شخصیت
سالهای کودکی برای رون اتکینسون به هیچ وجه آسان نگذشت. او به شدت با مشکل لکنت زبان (stammer) دست و پنجه نرم میکرد و تلفظ کلماتی که با حرف “ب” شروع میشدند برایش بسیار دشوار بود .
این مشکل گفتاری، همراه با قیافه خاص و تا حدی غیرعادیاش، او را به هدفی آسان برای تمسخر همکلاسیها تبدیل کرد . بسیاری از روانشناسان و منتقدان بر این باورند که همین دوران سخت، تأثیر عمیقی بر شکلگیری شخصیت رون اتکینسون گذاشت.
او برای فرار از ارتباطات کلامی دشوار و طاقتفرسا، به دنیای درونی خود پناه برد و شروع به تقویت ارتباط غیرکلامی و زبان بدن کرد.
شاید بتوان گفت که ریشههای کمدی فیزیکی و چهرههای بینظیر او، در همین سالهای دفاع از خود در برابر قلدرهای مدرسه نهفته است. خود او نیز بعدها اعتراف کرد که شخصیت ساکت و درونگرایش در زندگی واقعی، نقطه مقابل شخصیتهای نمایشی اوست .
تحصیل در رشته مهندسی برق
با وجود علاقه به بازیگری، رون اتکینسون مسیر تحصیلی کاملاً متفاوتی را دنبال کرد.
او که دانشآموز باهوشی بود، در امتحانات نهایی خود در دروس علمی نمرات عالی کسب کرد و توانست در دانشگاه نیوکاسل (Newcastle University) در رشته مهندسی برق و الکترونیک پذیرفته شود. او در سال ۱۹۷۵ موفق به اخذ مدرک کارشناسی خود از این دانشگاه شد .
اما اشتیاق او به یادگیری بیشتر، او را به دانشگاه آکسفورد کشاند. او در کالج کوئین (The Queen’s College) آکسفورد، جایی که پدرش نیز تحصیل کرده بود، دوره کارشناسی ارشد را آغاز کرد و در سال ۱۹۷۸ با مدرک کارشناسی ارشد در رشته مهندسی برق فارغالتحصیل شد .
جالب است بدانید که پایاننامه کارشناسی ارشد او با موضوع «کاربرد کنترل خودتنظیم» (application of self-tuning control) در سال ۱۹۷۸ منتشر شد . این پیشینه علمی قوی، او را به یکی از باهوشترین چهرههای دنیای کمدی تبدیل کرده است.
آکسفورد؛ تولد یک کمدین و آشنایی با ریچارد کرتیس
ورود به آکسفورد، نقطه عطفی در زندگی رون اتکینسون بود. اگرچه برای تحصیل در رشته مهندسی به آنجا رفته بود، اما خیلی زود جذب گروههای تئاتر دانشگاه شد. او به انجمن درام دانشگاه آکسفورد (Oxford University Dramatic Society – OUDS) و باشگاه تئاتر تجربی (Experimental Theatre Club – ETC) پیوست . در همین محفل بود که با دو نفر آشنا شد که تا آخر عمر همراه و همکار او باقی ماندند: ریچارد کرتیس (Richard Curtis)، نویسندهای که بعدها فیلمنامههایی چون «چهار عروسی و یک تشییع جنازه» و «در واقع عشق» را نوشت، و هاوارد گودال (Howard Goodall)، آهنگسازی که موسیقی ماندگار سریالهای بلکادر و مستربین را ساخت .
اتکینسون، کرتیس و گودال با هم شروع به نوشتن و اجرای طرحهای کمدی در تئاترهای محلی آکسفورد کردند. استعداد اتکینسون خیلی زود درخشید.
در آگوست ۱۹۷۶، آنها در جشنواره معروف ادینبورگ فرینج (Edinburgh Festival Fringe) با گروه «The Oxford Revue» شرکت کردند و با اجرای یک طرح کمدی درباره یک معلم مدرسه، توجه ملی را برای اولین بار به خود جلب کردند .
در این طرح، اتکینسون نقش معلمی را بازی میکرد که سعی داشت با حرکات عجیب و بیان منحصربهفرد خود، دانشآموزان خیالی را تنبیه کند.
این اجرا آنچنان موفق بود که به عنوان یکی از کلاسیکهای کار او در خاطرها ماند . بدین ترتیب، مهندس برق جوان، اولین گام جدی خود را به سوی دنیای حرفهای کمدی برداشت و خیلی زود تحصیل را رها کرد تا تمام وقت به عشق واقعی خود بپردازد.
بخش دوم: ورود به دنیای حرفهای – از رادیو تا تلویزیون (۱۹۷۹-۱۹۸۲)
نخستین گامها با “The Atkinson People”
پس از موفقیت در ادینبورگ، رون اتکینسون و ریچارد کرتیس فرصت یافتند تا استعداد خود را در رسانهای دیگر محک بزنند. در سال ۱۹۷۹، مجموعهای کمدی برای رادیو بیبیسی ۳ (BBC Radio 3) به نام «مردان اتکینسون» (The Atkinson People) تولید کردند . این برنامه شامل مجموعهای از مصاحبههای طنزآمیز با افراد بزرگ خیالی بود که همگی توسط خود اتکینسون بازی میشدند. این تجربه رادیویی، اگرچه چندان بلندآوازه نبود، اما به اتکینسون و کرتیس کمک کرد تا مهارتهای نویسندگی خود را بیشتر تقویت کنند و طنز خود را برای مخاطبان گستردهتری به نمایش بگذارند. این برنامه توسط گریف ریس جونز (Griff Rhys Jones) تهیه میشد که بعدها همکار نزدیک اتکینسون شد .
موفقیت بزرگ با “نه اخبار ساعت جدید”
سال ۱۹۷۹، سال طلایی آغاز شهرت رون اتکینسون بود. در اکتبر همان سال، او به برنامه طنز جدید بیبیسی به نام «اخبار نه ساعتگی نه» (نه اخبار ساعت جدید) پیوست . این برنامه که توسط جان لوید (John Lloyd) تهیه میشد، پاسخی طنزآمیز به اخبار اصلی ساعت ۹ بیبیسی بود و با ساختاری سریع، مدرن و جسورانه، نسل جدیدی از کمدی را در بریتانیا پایهگذاری کرد.
اتکینسون در کنار پاملا استفنسون (Pamela Stephenson)، گریف ریس جونز و مل اسمیت (Mel Smith) یکی از چهار بازیگر اصلی این برنامه بود و به سرعت به ستاره آن تبدیل شد . او نه تنها بازیگر، بلکه یکی از نویسندگان اصلی برنامه نیز بود. چهره متغیر، حرکات عجیب بدن، و توانایی منحصربهفردش در تغییر لحن و صدا، او را از دیگران متمایز میکرد. از طرحهای به یادماندنی او در این برنامه میتوان به نقش یک تماشاگر عصبانی در استودیو، یا سخنرانیهای بیربط با متون مذهبی اشاره کرد .
«اخبار نه ساعتگی نه» موفقیتی عظیم کسب کرد و تا سال ۱۹۸۲ پخش میشد. این برنامه نه تنها جوایز متعددی از جمله جایزه بینالمللی امی و جایزه آکادمی فیلم بریتانیا (BAFTA) برای بهترین برنامه سرگرمیسبک را از آن خود کرد، بلکه برای اتکینسون نیز جایزه بفتای بهترین اجرای سرگرمیسبک را در سال ۱۹۸۱ به ارمغان آورد . همچنین او در همین سال به عنوان «شخصیت سال بیبیسی» (BBC Personality of the Year) انتخاب شد .
اجرا در تئاتر و کسب جایزه الیویه
موفقیت در تلویزیون، درهای تئاتر را نیز به روی اتکینسون گشود. در سال ۱۹۸۱، او نمایش یکنفره خود با نام «رون اتکینسون در یک نقد» (Rowan Atkinson in Revue) را در وست اند لندن روی صحنه برد . او با این نمایش، به جوانترین هنرمندی تبدیل شد که تا آن زمان موفق به اجرای یکنفره در وست اند شده بود . این اجرا با استقبال فوقالعاده منتقدان و تماشاگران روبرو شد و برای اتکینسون جایزه معتبر الیویه (Olivier Award) را به ارمغان آورد .
بخش سوم: شاهکار اول – “بلکادر” و تثبیت جایگاه (۱۹۸۳-۱۹۸۹)
تولد ادموند بلکادر
با پایان یافتن «اخبار نه ساعتگی نه»، اتکینسون و کرتیس به فکر خلق یک مجموعه کمدی موقعیت تاریخی افتادند. حاصل این تفکر، سریالی به نام «بلکادر» (The Black Adder) بود که اولین قسمت آن در سال ۱۹۸۳ از بیبیسی پخش شد . اتکینسون در این سریال نقش شاهزاده ادموند، پسر حماقتآلود و ترسوی شاه ریچارد چهارم (شخصیتی خیالی) را بازی میکرد که مدام در تلاش بود تا جایگاه خود را در دربار بهبود بخشد.
فصل اول اگرچه با استقبال خوبی روبرو شد و تونی رابینسون (Tony Robinson) را در نقش بالدریک، نوکر وفادار اما کودن، به دنیا معرفی کرد، اما از نظر منتقدان کمی ناهموار ارزیابی میشد. با این حال، پتانسیل بالای سریال برای نویسندگان و تهیهکنندگان آشکار بود .
سفری در تاریخ با چهار فصل متفاوت
نقطه عطف بلکادر با فصل دوم آن رقم خورد. برای فصل دوم با نام «بلکادر ۲» (Blackadder II) در سال ۱۹۸۶، بن التون (Ben Elton)، کمدین و نویسنده سرشناس، به تیم نویسندگی به رهبری ریچارد کرتیس پیوست . این ترکیب، جادویی بینظیر خلق کرد. شخصیت ادموند بلکادر از یک شاهزاده ابله و دستپاچلفته، به یک درباری زرنگ، بدذات، مکار و مملو از دیالوگهای کنایهآمیز و بذلهگویانه تبدیل شد. این فرمول جدید چنان موفق بود که سه فصل دیگر از سریال ساخته شد که هر کدام در دورهای متفاوت از تاریخ بریتانیا میگذشت:
-
بلکادر ۲ (Blackadder II) – ۱۹۸۶: در دربار ملکه الیزابت اول میگذرد و ادموند بلکادر به عنوان یک لرد درباری، با شخصیتهای عجیب و غریبی چون ملکهٔ کودکصفت (با بازی میراندا ریچاردسون) دست و پنجه نرم میکند .
-
بلکادر سوم (Blackadder the Third) – ۱۹۸۷: در دوره ریجنسی (Regency era) و در دربار شاه جرج سوم اتفاق میافتد. در این فصل، ادموند نقش پیشخدمت مخصوص شاهزاده ولز (شاهزادهای ابله و خوشگذران) را بازی میکند و با هوش خود سعی در اداره امور مملکت دارد .
-
بلکادر به جنگ میرود (Blackadder Goes Forth) – ۱۹۸۹: آخرین و تحسینشدهترین فصل سریال است که در سنگرهای جنگ جهانی اول میگذرد. کاپیتان ادموند بلکادر، با درک بیهودگی جنگ، تمام تلاش خود را میکند تا از فرمان حماقتآمیز ژنرال ملچت (با بازی استیون فرای) برای حمله به سنگرهای دشمن و رفتن به «سرزمین هیچکس» (No Man’s Land) فرار کند .
همکاری با بن التون
حضور بن التون در تیم نویسندگی، تحولی اساسی در سریال بلکادر ایجاد کرد. طنز تند و گزنده او، در ترکیب با شوخطبعی رمانتیکتر ریچارد کرتیس، دیالوگهایی هوشمندانه، سریع و بینهایت بامزه خلق کرد. اتکینسون نیز با تسلط بینظیر خود بر کلام و میمیک صورت، این شخصیت پیچیده را به بهترین شکل ممکن به تصویر کشید. منتقدان، بازی او در فصل دوم را تماشای یک استاد در اجرای پاسخهای کنایهآمیز توصیف کردهاند . فصل آخر بلکادر با پایانی تراژیک و تأثیرگذار، که در آن بلکادر و سربازانش به سوی مرگ حتمی میدوند، به عنوان یکی از قویترین و به یادماندنیترین صحنههای تاریخ کمدی تلویزیون شناخته میشود .
تأثیر بلکادر بر حرفه رون اتکینسون
سریال بلکادر جایگاه رون اتکینسون را به عنوان یکی از بزرگترین استعدادهای کمدی بریتانیا تثبیت کرد. او نشان داد که فراتر از یک کمدین فیزیکی صرف، میتواند در نقش شخصیتی پیچیده و دیالوگمحور نیز بدرخشد. ادموند بلکادر در نظرسنجی سال ۲۰۰۱ کانال ۴ به عنوان سومین شخصیت بزرگ تلویزیونی تاریخ (پس از هومر سیمپسون و بزیل فالتی) انتخاب شد . این موفقیت، راه را برای خلق بزرگترین شاهکار او، یعنی مستربین، هموار کرد.
بخش چهارم: تولد یک اسطوره – “مستر بین” (۱۹۹۰-۱۹۹۵)

ریشههای شخصیت: از ژاک تاتی تا باستر کیتون
ایده خلق شخصیت مستربین به سالهای تحصیل رون اتکینسون در آکسفورد بازمیگردد . او همواره مجذوب کمدی فیزیکی و کمدیالوگ بود. خود او بارها تأکید کرده که شخصیت مستربین بیش از همه از «موسیو هوگو» (Monsieur Hulot)، شخصیت نمادین خلق شده توسط کمدین بزرگ فرانسوی ژاک تاتی (Jacques Tati)، الهام گرفته است . شباهتهای این دو شخصیت غیرقابل انکار است: هر دو موجوداتی سادهلوح، دستوپاچلفته و کمحرف هستند که در دنیای مدرن و پیچیده غرق میشوند و با رفتارهای غیرمنتظره خود، نظم اطرافیان را بر هم میزنند. منتقدان همچنین اتکینسون را به باستر کیتون (Buster Keaton)، ستاره بزرگ دوران سینمای صامت، تشبیه کردهاند .
کودکی در بدن یک مرد؛ تحلیل شخصیت مستربین
اما رون اتکینسون تعریف خود را از مستربین دارد. او میگوید: «جوهره مستربین در این است که او کاملاً خودخواه و خودمحور است و در واقع دنیای اطراف خود را درک نمیکند. او یک کودک در بدن یک مرد است. و این ویژگی بیشتر شخصیتهای کمدی فیزیکی است: استن لورل، چاپلین، بنی هیل» . این تحلیل عمیق، رمز موفقیت جهانی مستربین را توضیح میدهد. همه انسانها، صرفنظر از فرهنگ و زبانی که دارند، با کودک درون خود ارتباط برقرار میکنند. رفتارهای غیرمنطقی، کنجکاوی سادهلوحانه، و خودمحوری کودکانه مستربین، او را به شخصیتی آشنا و دوستداشتنی برای تمام مردم جهان تبدیل کرده است .
اولین قسمت مستربین با عنوان «مستر بین» (Mr. Bean) در روز یکشنبه، ۱ ژانویه ۱۹۹۰ از شبکه تیمز (Thames Television) پخش شد . در این قسمت ۲۵ دقیقهای، بینندگان با مردی عجیب و غریب آشنا شدند که با کت و شلوار قهوهای و کراوات قرمز نازک، در اتاق خود از خواب بیدار میشود، دیر به جلسه امتحان میرسد و در طول مسیر با مینیماشین زردرنگ خود، هرج و مرج به پا میکند. نکته جالب اینکه مستربین تقریباً هیچ دیالوگی ندارد و صداهای کمی که از او شنیده میشود، عمدتاً شامل غرغر، فریادهای کوتاه و زیرلبهایی نامفهوم است. ریچارد کرتیس و رابین دریسکول نویسندگان اصلی سریال بودند و هاوارد گودال، موسیقی متن به یادماندنی آن را ساخت .
ماجراهای بهیادماندنی و محبوبیت جهانی
سریال مستربین تا سال ۱۹۹۵ ادامه یافت و در مجموع ۱۵ قسمت نیمساعته از آن ساخته شد. هر قسمت، ماجرایی ساده از زندگی روزمره این شخصیت عجیب را روایت میکرد: رفتن به استخر، تزیین خانه برای کریسمس، ملاقات با ملکه، یا آماده شدن برای مهمانی. اما همین موقعیتهای ساده، با رفتارهای غیرقابل پیشبینی مستربین به آثاری کلاسیک تبدیل میشدند. «مسابقه تیراندازی با اسباببازی» (The Battle of the Toys) یا «مستر بین در رستوران» (Mr. Bean in Restaurant) از جمله مشهورترین قسمتهای این سریال هستند.
موفقیت سریال در بریتانیا خیرهکننده بود و برخی قسمتها تا ۱۸ میلیون بیننده جذب کرد . اما آنچه مستربین را به پدیدهای جهانی تبدیل کرد، توانایی آن در عبور از مرزهای زبانی بود. این سریال به دهها زبان ترجمه شد و در کشورهای مختلف با استقبالی بینظیر روبرو شد. در ایران نیز، دوبلهٔ منحصربهفرد و بامزه این سریال توسط امیرهوشنگ قطعهای (با عنوان «استاد بین») و حسین عرفانی، آن را به بخشی از خاطره جمعی چند نسل تبدیل کرد.
جوایز و افتخارات
مستر بین جوایز معتبر متعددی را از آن خود کرد:
-
۱۹۹۰: جایزه رز طلایی (Golden Rose) جشنواره مونترو .
-
۱۹۹۱: جایزه بینالمللی امی (International Emmy) برای بهترین برنامه هنرهای مردمی .
-
۱۹۹۴: جایزه ایس (Cable Ace Award) آمریکا .
بخش پنجم: میان دو دنیا – تئاتر، فیلم و سریالهای دیگر (۱۹۹۵-۲۰۰۲)
پس از موفقیت عظیم مستربین، رون اتکینسون میتوانست به راحتی به تکرار این نقش بپردازد و ثروت بیشتری کسب کند. اما او مردی بود که به دنبال تنوع و چالشهای تازه بود. او همواره سعی کرده است دامنه فعالیتهای خود را گسترش دهد و از تکرار و قالبی شدن دوری کند.
بازگشت به کمدی موقعیت با “The Thin Blue Line”
در سال ۱۹۹۵، اتکینسون دوباره با بن التون همکاری کرد تا سریال کمدی موقعیت جدیدی به نام «خط باریک آبی» (The Thin Blue Line) را برای بیبیسی بسازد . او در این سریال نقش بازرس ریموند فاولر، رئیس یک ایستگاه پلیس در شهری خیالی را بازی میکرد. بازرس فاولر شخصیتی فضول، مقرراتی و تا حدی سادهلوح بود که در تقابل با همکاران بدبین و بیحوصله خود قرار میگرفت. این سریال تلاش داشت تا ترکیبی از سادهلوحی مستربین و دیالوگهای کنایهآمیز بلکادر را ارائه دهد . اما «خط باریک آبی» نتوانست موفقیت دو اثر قبلی را تکرار کند. منتقدان نظرات متفاوتی درباره آن داشتند و سریال پس از دو فصل متوقف شد .
صداپیشگی زازو در “شیرشاه”
در سال ۱۹۹۴، اتکینسون تجربهای متفاوت را در سینما پشت سر گذاشت. او صداپیشگی شخصیت زازو (Zazu)، مرغ شاخزرد (hornbill) بامزه و وفادار در انیمیشن افسانهای «شیرشاه» (The Lion King) شرکت والت دیزنی را بر عهده گرفت . صدای منحصربهفرد و لحن کمدی اتکینسون، به خوبی با شخصیت زازو هماهنگ بود و او را به یکی از محبوبترین شخصیتهای انیمیشن تبدیل کرد. هر چند او نقش اصلی نبود، اما حضور کوتاهش در این فیلم پرفروش جهانی، بر شهرت بینالمللی او افزود.
حضورهای کوتاه اما ماندگار در سینما
دهه ۱۹۹۰ شاهد حضور پررنگتر رون اتکینسون در سینمای جهان بود. او در کنار بازی در فیلمهایی با نقش اول، در نقشهای مکمل نیز میدرخشید:
-
«چهار عروسی و یک تشییع جنازه» (Four Weddings and a Funeral – ۱۹۹۴): در این فیلم به یادماندنی به کارگردانی دوست قدیمیاش مایک نیوئل و نویسندگی ریچارد کرتیس، اتکینسون نقش کشیشی دستپاچلفته را بازی میکند که در اجرای یک مراسم عروسی با مشکل مواجه میشود . این نقش کوتاه اما بسیار بامزه، یکی از نقاط قوت فیلم محسوب میشود.
-
«مسابقه موشها» (Rat Race – ۲۰۰۱): در این کمدی آمریکایی، اتکینسون نقش نارسیسوما، یک رهبر ارکستر نابینا را بازی میکند که به اشتباه فکر میکند یک اتوبوس پر از مردم، تماشاگران اجرای او هستند! .
-
«اسکوبی دو» (Scooby-Doo – ۲۰۰۲): او در این فیلم سینمایی، نقش امیل مونداواریوس، صاحب یک جزیره تفریحی مرموز را ایفا کرد .
بخش ششم: مستربین به سینما میرود – از “مستربین” تا “تعطیلات آقای مستربین” (۱۹۹۷-۲۰۰۷)

چالشهای تبدیل یک شخصیت ۲۵ دقیقهای به فیلم سینمایی
تبدیل کردن یک شخصیت تلویزیونی که در قالب قسمتهای ۲۵ دقیقهای تعریف شده بود، به یک فیلم سینمایی ۹۰ دقیقهای، کار دشواری بود. ریچارد کرتیس و تیم نویسندگی باید داستانی میساختند که هم برای طرفداران قدیمی جذاب باشد و هم مخاطبان جدیدی را جذب کند. اولین فیلم سینمایی با نام «بین» (Bean) در سال ۱۹۹۷ به کارگردانی مل اسمیت، همبازی قدیمی اتکینسون در «اخبار نه ساعتگی نه»، ساخته شد .
در این فیلم، مستربین به عنوان نگهبان یک نگارخانه هنری لندن، برای خلاص شدن از شر او، به عنوان کارشناس به یک موزه هنری در لسآنجلس فرستاده میشود. او قرار است تابلو نقاشی معروف «مادر ویسلر» (Whistler’s Mother) را به نمایندگان موزه تحویل دهد، اما به طور تصادفی آن را از بین میبرد و ماجراهای بامزهای خلق میکند . فیلم دوم با نام «تعطیلات مستربین» (Mr. Bean’s Holiday) در سال ۲۰۰۷ ساخته شد . در این فیلم، مستربین در یک مسابقه کلیسایی برنده یک سفر به جنوب فرانسه و دوربین فیلمبرداری میشود و در راه با ماجراهای عجیبی روبرو میشود.
موفقیت تجاری و ادامه محبوبیت
هر دو فیلم، به ویژه فیلم اول، موفقیت تجاری قابل توجهی کسب کردند و نشان دادند که شخصیت مستربین هنوز هم برای مخاطبان جهانی جذاب است. با این حال، نقدهای متفاوتی دریافت کردند. بسیاری معتقد بودند که فیلمها نمیتوانند جادوی سریال تلویزیونی را تکرار کنند و گاهی اوقات، طنز آنها برای پر کردن ۹۰ دقیقه کمی کشدار میشود. خود اتکینسون نیز بعدها اعتراف کرد که از نتیجه همه فیلمهایش به جز «چهار عروسی و یک تشییع جنازه» کاملاً راضی نیست .
پس از ساخت دو فیلم سینمایی، شخصیت مستربین در قالب یک مجموعه پویانمایی نیز به حیات خود ادامه داد. «مستر بین: مجموعه پویانمایی» (Mr. Bean: The Animated Series) از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۹ تولید شد و اتکینسون صداپیشگی شخصیت اصلی را بر عهده داشت . این مجموعه نیز با استقبال کودکان و نوجوانان در سراسر جهان روبرو شد.
بخش هفتم: مأمور ناتمام – سهگانه “جانی اینگلیش” (۲۰۰۳-۲۰۱۸)

تولد جانی اینگلیش از دل تبلیغات بارکلیکارت
پیش از آنکه جانی اینگلیش (Johnny English) به یک مأمور مخفی ناتوان در سینما تبدیل شود، او در قالب شخصیتی به نام ریچارد لاتام (Richard Lathum) در مجموعهای از تبلیغات تلویزیونی برای کارت اعتباری بارکلیکارت (Barclaycard) ظاهر شد . در این تبلیغات که در دهه ۱۹۹۰ پخش میشدند، اتکینسون نقش یک مأمور مخفی دستوپاچلفته را بازی میکرد که با استفاده از کارت اعتباری خود، مأموریتهایش را با شکست مواجه میکرد. موفقیت این تبلیغات، ایده ساخت یک فیلم سینمایی را در ذهن سازندگان ایجاد کرد.
نقد و بررسی سه فیلم
سهگانه جانی اینگلیش شامل فیلمهای زیر است:
-
جانی اینگلیش (Johnny English – ۲۰۰۳): در این فیلم، جانی اینگلیش، یک مأمور ساده و کمتجربه، پس از کشته شدن بهترین مأموران سرویس مخفی بریتانیا (MI7)، مأمور میشود تا از سرقت جواهرات تاج پادشاهی جلوگیری کند . او در این مسیر با شخصیتهای بامزهای روبرو میشود.
-
جانی اینگلیش دوباره متولد میشود (Johnny English Reborn – ۲۰۱۱): در این دنباله، جانی اینگلیش که پس از شکست در یک مأموریت در موزامبیک، به یک صومعه در تبت پناه برده و هنرهای رزمی یاد گرفته است، برای نجات نخستوزیر چین از یک نقشه تروریستی فراخوانده میشود .
-
جانی اینگلیش دوباره حمله میکند (Johnny English Strikes Again – ۲۰۱۸): در سومین قسمت، زمانی که تمامی مأموران مخفی بریتانیا توسط یک حمله سایبری لو میروند، جانی اینگلیش فراخوانده میشود تا با روشهای قدیمی خود (قلم و کاغذ)، هویت هکرها را کشف کند .
جاسوسی که میخنداند
سهگانه جانی اینگلیش، هر چند به اندازه بلکادر یا مستربین مورد تحسین منتقدان قرار نگرفتند، اما به دلیل استقبال مخاطبان، تبدیل به یک مجموعه پرفروش شدند. خود رون اتکینسون درباره اولین فیلم گفته بود: «یادم میآید که در یک راهنمای فیلم، درباره جانی اینگلیش نوشته شده بود “لحظاتی به شدت بامزه”. که توصیف بسیار خوبی است از پنج شوخی خوب و کلی کشدار بودن» . با این حال، او همچنان به بازی در این نقش ادامه داد و نشان داد که حتی در ۶۰ سالگی نیز میتواند در یک کمدی فیزیکی بدرخشد.
بخش هشتم: فراسوی کمدی – نقشهای جدیتر و تلویزیون (۲۰۰۹-۲۰۱۷)
ایفای نقش فاگین در “الیور!” در وست اند
رون اتکینسون همواره به تئاتر علاقه داشته و گاهی به آن بازمیگردد. در سال ۲۰۰۹، او یک رویای دیرینه خود را محقق کرد و نقش فاگین (Fagin)، دزد پیر و بامزه در موزیکال معروف «الیور!» (Oliver!) را در وست اند لندن بازی کرد . این اجرا به تهیهکنندگی کامرون مکینتاش و اندرو لوید وبر، با استقبال خوب تماشاگران و منتقدان روبرو شد و نشان داد که اتکینسون در نقشهای جدیتر و حتی آوازخوانی نیز تواناست.
“Maigret”؛ تجربهای متفاوت و دراماتیک
در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷، رون اتکینسون در یک نقش کاملاً متفاوت ظاهر شد: کمیسر ژول مگره (Jules Maigret) در سریال درام «مگره» (Maigret) شبکه ITV . این سریال بر اساس رمانهای پلیسی معروف ژرژ سیمنون (Georges Simenon) ساخته شده بود. اتکینسون در این نقش، با چهرهای جدی، ساکت و موقر، به حل معماهای قتل در پاریس دهه ۱۹۵۰ میپرداخت. این تجربه نشان داد که او توانایی ایفای نقشهای دراماتیک را نیز دارد و میتواند از قالب کمدی صرف خارج شود. منتقدان از بازی او در این سریال تمجید کردند و آن را نقطه عطفی در کارنامه هنریاش دانستند.
بخش نهم: زندگی شخصی و باورها
ازدواج و فرزندان
رون اتکینسون در سال ۱۹۹۰ با سونترا ساستری (Sunetra Sastry)، هنرمند گریم که در بیبیسی با او آشنا شده بود، ازدواج کرد . مراسم ازدواج آنها در نیویورک برگزار شد. آنها صاحب دو فرزند به نامهای لیلی (Lily) و بنجامین (Benjamin) شدند . این زوج پس از ۲۵ سال زندگی مشترک، در سال ۲۰۱۵ از یکدیگر جدا شدند . اتکینسون از سال ۲۰۱۴ با بازیگری به نام لوئیز فورد (Louise Ford) در رابطه است و آنها صاحب یک فرزند شدهاند .
عشق به ماشین و ماجراجوییهای خطرناک
یکی از بزرگترین علایق رون اتکینسون در خارج از دنیای بازیگری، اتومبیلهای سریع است . او مجموعهدار جدی اتومبیلهای کلاسیک و اسپورت است و بارها در مسابقات اتومبیلرانی شرکت کرده است. اتومبیلهای مورد علاقه او اغلب از برند استون مارتین (Aston Martin) هستند . او همچنین گهگاه برای مجلات معروف اتومبیلرانی مانند «CAR» مطلب مینویسد . عشق به سرعت، گاهی برای او دردسرساز شده و چند بار به دلیل سرعت غیرمجاز جریمه یا حتی ممنوعالقیاده شده است . در سال ۲۰۰۱، او در یک مسابقه با اتومبیل استون مارتین خود دچار سانحه شد اما خوشبختانه آسیبی ندید .
اتکینسون یک ماجراجوی واقعی است. در سال ۲۰۰۱، هنگامی که با هواپیمای شخصی خود در کنیا در حال پرواز بود، خلبان بیهوش شد و خود او مجبور شد هواپیما را به سلامت به زمین بنشاند .
دیدگاهها درباره آزادی بیان
رون اتکینسون در عرصه عمومی نیز موضعگیریهای شفافی دارد، به ویژه در مورد آزادی بیان. او بارها از لایحهای که در بریتانیا برای مقابله با نفرتپراکنی دینی و نژادی ارائه شده بود، انتقاد کرده و آن را تهدیدی برای آزادی بیان دانسته است. او معتقد است که انتقاد از عقاید، حتی اگر مورد تمسخر قرار گیرند، یکی از آزادیهای اساسی جامعه است .
ثروت و داراییها
بر اساس گزارشها، ثروت رون اتکینسون بیش از ۱۰۰ میلیون پوند تخمین زده میشود . او مالک خانههای متعددی در نقاط مختلف انگلستان از جمله آکسفوردشر، لندن و همپشایر است .
بخش دهم: جوایز، افتخارات و نشان سلطنتی
در طول دوران حرفهای خود، رون اتکینسون جوایز و افتخارات متعددی کسب کرده است که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
-
جایزه بفتا (BAFTA): بهترین اجرای سرگرمیسبک برای «اخبار نه ساعتگی نه» (۱۹۸۱) .
-
جایزه بفتا: بهترین اجرای سرگرمیسبک برای «بلکادر به جنگ میرود» (۱۹۹۰) .
-
جایزه الیویه (Olivier Award): برای نمایش یکنفره «رون اتکینسون در یک نقد» (۱۹۸۱) .
-
جایزه بینالمللی امی (International Emmy): برای سریال مستربین (۱۹۹۱) .
-
جایزه رز طلایی مونترو (Golden Rose of Montreux): برای سریال مستربین (۱۹۹۰) .
-
نشان امپراتوری بریتانیا (CBE): در سال ۲۰۱۳ به پاس خدماتش به درام و امور خیریه، ملکه الیزابت دوم به او نشان فرمانده والامقام امپراتوری بریتانیا (CBE) را اعطا کرد .
بخش یازدهم: سالهای پایانی و پروژههای اخیر (۲۰۱۸ تا کنون)
“جانی اینگلیش ۳” و “وونکا”
در سال ۲۰۱۸، رون اتکینسون در سومین قسمت از مجموعه جانی اینگلیش با نام «جانی اینگلیش دوباره حمله میکند» (Johnny English Strikes Again) ظاهر شد. او در این فیلم ۶۳ ساله بود، اما همچنان با انرژی و اشتیاق به اجرای صحنههای کمدی فیزیکی پرداخت. آخرین حضور سینمایی او تا به امروز، در فیلم «وونکا» (Wonka – ۲۰۲۳) است، جایی که او نقش پدر ژولیوس (Father Julius)، یک کشیش خوشقلب را بازی میکند .
وضعیت فعلی مستربین
رون اتکینسون در سال ۲۰۱۲ اعلام کرده بود که احتمالاً دیگر نقش مستربین را بازی نخواهد کرد، زیرا فکر میکرد یک فرد ۵۰ ساله که رفتار کودکانه دارد، ممکن است کمی غمانگیز به نظر برسد [citation:38]. با این حال، او در سالهای بعد در چندین رویداد خیریه و تبلیغات تلویزیونی (مانند تبلیغ شکلات Snickers در سال ۲۰۱۴) دوباره در قالب این شخصیت ظاهر شد . در مصاحبهای در سال ۲۰۱۶ گفت که هرگز شخصیت مستربین را بازنشسته نخواهد کرد ، اما در سال ۲۰۱۸ تأکید کرد که احتمالاً این شخصیت دیگر در قالب یک سریال تلویزیونی کامل ظاهر نخواهد شد .
نتیجهگیری: میراث جاودان مردی با چهره لاستیکی
رون اتکینسون تنها یک کمدین نیست. او پدیدهای است که با نبوغ خود، دو شخصیت کاملاً متفاوت و در عین حال هر دو بینهایت محبوب خلق کرد: ادموند بلکادر، اشرافزاده بدذات و بذلهگو، و مستربین، کودک درون بزرگسالی که با حرکات و سکوتش جهان را به خنده وا میدارد. میراث او فراتر از این دو شخصیت است. او به نسلهای بعدی نشان داد که کمدی میتواند هوشمندانه، پیچیده و در عین حال جهانی باشد. او ثابت کرد که یک مهندس برق میتواند به یکی از بزرگترین هنرمندان تاریخ تبدیل شود، اگر به ندای درون خود گوش فرا دهد.
برای مخاطبان «خانه هنر ایرانیان»، رون اتکینسون و شخصیت مستربین، یادآور لحظات ناب خنده و شادی هستند. آنها نمادی از قدرت بیزمان هنر در ایجاد ارتباط میان انسانها، بدون نیاز به کلام و ترجمه هستند. او همچنان، با چهره لاستیکی و نگاه معصومانهاش، در قلب میلیونها نفر در سراسر جهان، از جمله ایران، زنده و جاودان است.
اگر شما هم هنرمند هستید، جای شما در خانه هنر ایرانیان خالیست.
با عضویت در سامانه خانه هنر ایرانیان، از خدمات تخصصی، حمایتهای صنفی، اطلاعرسانی رویدادها، تسهیلات ویژه هنرمندان و همراهی یک مجموعه حرفهای بهرهمند شوید.
برای ثبتنام و دریافت عضویت رسمی، همین حالا به سامانه عضویت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنید و به خانواده بزرگ هنر بپیوندید.